کاترین کبیر: ملکهای که روسیه را به یک ابرقدرت جهانی تبدیل کرد
مقدمه: غریبهای که مادر ملت روس شد
در میان تمام فرمانروایان تاریخ روسیه، نام کاترین دوم (Catherine II) مشهور به کاترین کبیر، همچون الماسی تراشخورده میدرخشد. داستان زندگی او یک حماسه واقعی است: شاهزادهخانومی گمنام از یک خانواده فروپاشیده آلمانی که در سن ۱۴ سالگی برای ازدواجی سیاسی به روسیه فرستاده شد و در نهایت با هوش خارقالعاده، عطش سیریناپذیر برای قدرت و ذکاوت سیاسی، به یکی از مقتدرترین زنان تاریخ جهان تبدیل گشت.
دوران ۳۴ ساله حکومت کاترین (۱۷۶۲ تا ۱۷۹۶) که به "عصر طلایی روسیه" معروف است، این کشور پهناور را برای همیشه دگرگون کرد. او نه تنها قلمرو امپراتوری را تا کرانههای دریای سیاه گسترش داد، بلکه با آغوش باز از هنر، فلسفه و فرهنگ استقبال کرد. اما پشت این چهره روشنفکر، فرمانروایی بیرحم و واقعگرا پنهان بود که اجازه نمیداد هیچ چیز، نه اخلاقیات و نه احساسات، سد راه بقای تاج و تختش شود.
در این بخش ، سفری به قلب کاخ زمستانی سنت پترزبورگ میزنیم و زندگی پرفراز و نشیب زنی را بررسی میکنیم که از یک عروس نادیده گرفته شده، به یکی از بزرگترین فرمانروایان تاریخ روسیه تبدیل شد.
---
بیوگرافی کامل کاترین کبیر: از تولد تا مرگ
تولد و کودکی در پروس
کاترین با نام سوفی فریدریک آگوست فون آنهالت-تسربست در ۲ مه ۱۷۲۹ در شهر اشتتین (Stettin) در پادشاهی پروس، که امروزه جزو خاک لهستان محسوب میشود، متولد شد. پدرش کریستین آگوست یک شاهزاده کوچک آلمانی با درآمدی ناچیز و فرمانده نظامی بود و مادرش یوهانا الیزابت زنی جاهطلب، سرد و بیتوجه به دخترش بود. برخلاف افسانهها، کودکی کاترین در عیش و نوش نگذشت؛ او دختری بازیگوش، باهوش و پرانرژی بود که بیشتر از سوزندوزی و کارهای زنانه، عاشق بازیهای پسرانه و ماجراجویی بود.
فراخوان سرنوشت از روسیه
سرنوشت سوفی ۱۴ ساله زمانی تغییر کرد که امپراتریس الیزابت (دختر پتر کبیر) در روسیه به دنبال عروسی برای وارث تاج و تخت، یعنی برادرزادهاش پتر (دوک بزرگ) میگشت. به دلیل بیطرفی سیاسی خانواده آلمانی و البته ارتباطات مادر سوفی با دربار روسیه، او به مسکو دعوت شد. این دختر جاهطلب میدانست که این تنها بلیط فرار از یک زندگی معمولی و گمنام است. او در راه سفر به روسیه، تنها هدف خود را کسب قدرت و محبوبیت در سرزمین جدیدش قرار داد و از همان ابتدا ذهنیتی فراتر از یک عروس ساده داشت.
زندگی سخت در دربار روسیه
ورود سوفی به روسیه با شوک فرهنگی عظیمی همراه بود. او بلافاصله نام خود را به "کاترین الکسییونا" تغییر داد و با تعصب و پشتکاری مثالزدنی شروع به یادگیری زبان روسی و مطالعه آداب و رسوم کلیسای ارتدوکس کرد. داستان مشهوری وجود دارد که او شبها پابرهنه در اتاق سرد خود راه میرفت تا زبان روسی را سریعتر حفظ کند و به ذاتالریه مبتلا شد! این فداکاری و تلاش شبانهروزی، قلب اشراف و مردم روسیه را تسخیر کرد و او را به عنوان یک خارجی وفادار به فرهنگ روسی معرفی نمود.
اما ازدواج او با پتر (که بعدها پتر سوم نام گرفت) یک فاجعه تمام عیار بود. پتر مردی کودکصفت، بیاعتنا، ناتوان و شیفته پروس (دشمن روسیه) بود. او کاترین را مسخره میکرد و ازدواج آنها برای ۹ سال اول بدون فرزند باقی ماند. کاترین در این دوران تنهایی و انزوای عاطفی، به کتاب پناه برد. او ولتر، مونتسکیو و تاریخ امپراتوریها را با اشتیاق مطالعه کرد و ناخودآگاه خود را برای فرمانروایی و رهبری یک کشور پهناور تربیت کرد.
کودتای مخملی ۱۷۶۲: چگونه یک ملکه متولد شد؟
در کریسمس ۱۷۶۱، امپراتریس الیزابت درگذشت و پتر سوم به تخت نشست. سلطنت کوتاه شش ماهه پتر یک خودکشی سیاسی تمامعیار بود. او در بحبوحه جنگ هفتساله، که روسیه در حال پیروزی بر پروس بود، ناگهان دستور عقبنشینی داد و با بت خود، فریدریش کبیر، صلح کرد. او ارتش را به تمسخر گرفت و قصد داشت کلیسای ارتدوکس را پروتستان کند. از همه بدتر، علناً کاترین را تهدید به طلاق، تبعید و زندانی کردن در یک صومعه کرد.
کاترین فهمید که یا باید اقدام کند یا نابود شود. او با تکیه بر محبوبیت بینظیرش در میان هنگهای گارد سلطنتی (ایزمایلوفسکی و سمیونوفسکی) و با کمک معشوق قدرتمندش، گریگوری اورلوف و برادرانش، دست به یک کودتای بدون خونریزی زد. در ۲۸ ژوئن ۱۷۶۲، در حالی که پتر سوم در حومه شهر مشغول خوشگذرانی بود، کاترین در سنت پترزبورگ در برابر گارد سوگند وفاداری یاد کرد. سربازان که از پتر متنفر بودند، یکصدا او را "ملکه تمام روسیه" خواندند. پتر سوم دستگیر شد و چند روز بعد در شرایطی مرموز و با دخالت برادر اورلوف کشته شد. اعلامیه رسمی مرگ او را "کولیک هموروئیدی" اعلام کرد! کاترین در طول زندگی خود، مستقیماً مسئولیت این قتل را نپذیرفت، اما این کودتا سایهای سنگین بر مشروعیت اولیه حکومتش انداخت و راه را برای قدرتمندترین دوران تاریخ روسیه باز کرد.
زندگی شخصی، عشاق و شایعات
بحث درباره کاترین کبیر بدون اشاره به زندگی شخصی پرآوازه (و پر شایعه) او کامل نیست. کاترین در طول زندگی خود ۱۲ معشوق رسمی شناخته شده داشت. او این مردان را نه فقط برای لذت، بلکه به عنوان همکاران سیاسی، مشاوران قابل اعتماد و فرماندهان نظامی انتخاب میکرد. مهمترین این افراد، شاهزاده گریگوری پوتمکین بود. عشق پوتمکین و کاترین، یک همکاری سیاسی و نظامی افسانهای بود. بسیاری از مورخان معتقدند آنها مخفیانه ازدواج نیز کرده بودند. پوتمکین نابغه شهرسازی و فتح جنوب اوکراین بود و رابطه آنها فراتر از عشق ساده بود؛ پوتمکین حتی معشوقهای بعدی کاترین را تأیید و گزینش میکرد تا تهدیدی برای نفوذ سیاسیاش نباشند!
یکی از زشتترین شایعات تاریخ که توسط دشمنان کاترین پخش شد، مرگ او زیر سم اسب بود! این یک دروغ تاریخی و بیاساس است. کاترین کبیر در ۱۷ نوامبر ۱۷۹۶ در سن ۶۷ سالگی بر اثر سکته مغزی در رختخوابش در آرامش درگذشت و پسرش پاول یکم که از او متنفر بود، جانشینش شد.
---
دستاوردهای بزرگ کاترین کبیر: فرمانروایی که روسیه را ساخت
گسترش قلمرو امپراتوری: خرس روسی پنجه میکشد
کاترین کبیر بیش از هر فرمانروای دیگری در تاریخ روسیه بر وسعت خاک این کشور افزود. سیاست خارجی مقتدرانه او مرزهای امپراتوری را به سه قاره رساند و روسیه را به بزرگترین قدرت نظامی اروپا تبدیل کرد.
پیروزی بر امپراتوری عثمانی: بزرگترین دستاورد نظامی کاترین، شکست مفتضحانه امپراتوری عثمانی در دو جنگ بزرگ (۱۷۶۸-۱۷۷۴ و ۱۷۸۷-۱۷۹۲) بود. با این پیروزیها، روسیه به آبهای گرم دریای سیاه دست یافت. شبه جزیره کریمه برای همیشه ضمیمه خاک روسیه شد و روسیه حق عبور از تنگههای داردانل را به دست آورد. این پیروزیها، افسانه ناوگان شکستناپذیر ترکها را نابود کرد و روسیه را به یک قدرت دریایی بلامنازع در دریای سیاه تبدیل کرد.
تجزیه لهستان: در یکی از بدنامترین اما هوشمندانهترین حرکتهای دیپلماتیک قرن ۱۸، کاترین همراه با پروس و اتریش، کشور مشترکالمنافع لهستان-لیتوانی را سه بار (۱۷۷۲، ۱۷۹۳، ۱۷۹۵) بین خود تقسیم کردند. نتیجه این کار، ناپدید شدن کامل لهستان از نقشه جهان برای بیش از یک قرن بود. روسیه سهم شیر این تجزیه را برداشت و اوکراین، بلاروس و لیتوانی امروزی را به قلمرو خود افزود.
اصلاحات داخلی و روشنگری: تضاد قدرت و فلسفه
کاترین یکی از برجستهترین نمایندگان "استبداد روشنگرانه" بود. او با ولتر و دیدرو نامهنگاری میکرد و خود را شاگرد فیلسوفان فرانسوی میدانست. در سال ۱۷۶۷، او سندی به نام "ناکاز" (دستورالعمل) نوشت که سرشار از ایدههای لیبرال مانند برابری شهروندان در برابر قانون و مخالفت با شکنجه بود. هرچند این اصلاحات به دلیل مخالفت اشراف و عقبماندگی جامعه کاملاً اجرایی نشد، اما سنگ بنای مدرنسازی قوانین روسیه را بنا نهاد.
توسعه هنر، فرهنگ و آموزش: عصر طلایی روشنفکری
کاترین فقط یک فاتح نظامی نبود؛ او یک سازنده و حامی بزرگ فرهنگ بود. سنت پترزبورگ شکوه و درخشش اروپایی خود را مدیون سلیقه بینظیر اوست. او با خرید گسترده کلکسیونهای هنری از سراسر اروپا، پایهگذار موزه آرمیتاژ (Hermitage) یکی از بزرگترین و غنیترین موزههای جهان شد و بیش از ۴۰۰۰ نقاشی ارزشمند جمعآوری کرد. همچنین کاخهای باشکوه پوشکین و تزارسکویه سلو را بنا نهاد و برای اولین بار در تاریخ روسیه، انستیتوی اسمولنی (Smolny Institute) را به عنوان اولین موسسه آموزش عالی برای زنان تأسیس کرد.
سرکوب شورشها: روی تاریک قدرت
شاید تاریکترین زاویه میراث کاترین، سیاهروزی رعیتها و دهقانان بود. او که در اروپا شعار آزادی سر میداد، برای حفظ حمایت اشراف، قدرت نامحدود آنها بر دهقانان را تثبیت کرد و رعیتداری را به بدترین شکل خود رساند. این ظلم منجر به شورش پوگاچف (۱۷۷۳-۱۷۷۵) شد؛ دهقانی که ادعا میکرد پتر سوم است و صدها هزار نفر را علیه اشرافیت به شورش کشاند. این شورش عظیم که کاترین را به شدت به وحشت انداخت، با بیرحمی کامل سرکوب و پوگاچف در ملأ عام اعدام شد.
---
میراث کاترین کبیر: زنی که ملکه روسیه ماند
امروز نگاه به کاترین کبیر پیچیده و چندلایه است: آیا او روشنگری بود که تمدن و فرهنگ را به روسیه آورد، یا مستبدی خودکامه که دهقانان را به بردگی کامل کشاند؟ پاسخ مورخان اغلب این است: هر دو.
کاترین با ارادهای فولادین از یک غریبه ناتوان و یک عروس نادیده گرفته شده، به یگانه حاکم بلامنازع روسیه تبدیل شد و ثابت کرد که یک زن میتواند سرنوشت یک امپراتوری پهناور را با قدرتی مردانه و ذوقی زنانه رقم بزند. روسیه مدرن، گستره جغرافیایی، عطش قدرت جهانی، فرهنگ غنی و پیچیدگی سیاسیاش را تا حد زیادی مدیون دوران ۳۴ ساله فرمانروایی "کاترین کبیر" است. او برای همیشه در تاریخ به عنوان نماد قدرت زنانه و بنیانگذار عصر طلایی روسیه ثبت شده است.