روز پیروزی ۹ مه: حماسه جاودان ملت روسیه در جنگ بزرگ میهنی
روزی که اشک و غرور در هم میآمیزند
در تقویم روسیه، هیچ روزی مقدستر، غرورآفرینتر و احساسیتر از ۹ مه وجود ندارد. این روز که به "روز پیروزی" (Den Pobedy) مشهور است، یادبود پایان جنگ بزرگ میهنی (۱۹۴۱-۱۹۴۵) و شکست آلمان نازی توسط اتحاد جماهیر شوروی است. اما ۹ مه برای مردم روسیه فقط یک تعطیلی رسمی یا یک رژه نظامی نیست؛ این روز، تپش قلب یک ملت است. روزی که در آن، زخمهای کهنهای که بر پیکر خانوادهها نشسته، با غرور پیروزی و ایستادگی پیوند میخورد. روزی که پیرمردان و پیرزنان با سینههای پر از مدال در خیابانها قدم میزنند، گلهای میخک قرمز دست به دست میشود و آسمان مسکو با غرش جنگندهها و آتشبازیهای باشکوه روشن میشود. این مقاله، سفری است به عمق تاریخ، حماسه و معنای واقعی روز پیروزی؛ روزی که روسیه به جهانیان نشان داد از پولاد ساخته شده است.
---
پیشزمینه تاریخی: طوفانی به نام عملیات بارباروسا
خائنانهترین حمله تاریخ
در سحرگاه ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱، بدون هیچ اعلان جنگ رسمی، آلمان نازی عملیات بارباروسا را آغاز کرد. بیش از ۳ میلیون سرباز آلمانی، همراه با هزاران تانک و هواپیما، مانند سیلی ویرانگر از مرزهای غربی اتحاد جماهیر شوروی عبور کردند. هیتلر در سر داشت که شوروی را طی چند هفته به زانو درآورد و ملتهای اسلاو را به بردگی بکشد. اما آنچه رخ داد، چیزی کاملاً متفاوت بود. ملت شوروی، از پیر و جوان، از شهرنشین و روستایی، از روس و اوکراینی و قزاق و گرجی، چون شیری زخمی به پا خاستند. این جنگ که ۱۴۱۸ روز به طول انجامید، به "جنگ بزرگ میهنی" (Velikaya Otechestvennaya Voyna) معروف شد؛ نامی که بر عمق فاجعه و عظمت ایستادگی دلالت دارد.
بهای پیروزی: ۲۷ میلیون جان
هیچ ملتی در تاریخ بشریت به اندازه اتحاد جماهیر شوروی در جنگ جهانی دوم قربانی نداد. بر اساس آمار رسمی، بیش از ۲۷ میلیون شهروند شوروی در این جنگ جان باختند؛ یعنی حدود ۱۴ درصد از کل جمعیت کشور. این رقم هولناک فقط شامل سربازان نبود؛ میلیونها غیرنظامی در بمبارانها، قحطی، اردوگاههای مرگ نازیها و محاصره شهرها کشته شدند. تقریباً هیچ خانوادهای در روسیه نیست که نام یکی از عزیزانش در این جنگ گم نشده باشد. به همین دلیل است که ۹ مه فقط یک جشن پیروزی نیست؛ یک روز یادبود ملی، یک عزای جمعی و یک تعظیم جاودانه در برابر فداکاری نسلی است که خود را سپر بلای میهن کردند.
---
نبردهای سرنوشتساز: از مسکو تا برلین
نبرد مسکو (اکتبر ۱۹۴۱ - ژانویه ۱۹۴۲): اولین شکست هیتلر
در پاییز ۱۹۴۱، ارتش نازی تا ۳۰ کیلومتری مسکو پیشروی کرد. آلمانیها آنقدر مطمئن بودند که مسکو سقوط خواهد کرد که دعوتنامههای رژه پیروزی در میدان سرخ را چاپ کرده بودند. اما در لحظه آخر، فرماندهی جبهه به گئورگی ژوکوف سپرده شد. در ۷ نوامبر ۱۹۴۱، در حالی که تانکهای آلمانی نفسهای شهر را میشنیدند، استالین دستور داد رژه سنتی انقلاب اکتبر در میدان سرخ برگزار شود. سربازانی که رژه میرفتند، مستقیماً از میدان سرخ به خط مقدم اعزام شدند. این نمایش قدرت، روحیه ملت را دگرگون کرد. با فرا رسیدن زمستان افسانهای روسیه، ارتش شوروی ضدحملهای ویرانگر را آغاز کرد و برای اولین بار، ماشین جنگی هیتلر را صدها کیلومتر عقب راند.
نبرد استالینگراد (اگوست ۱۹۴۲ - فوریه ۱۹۴۳): جهنمی بر روی زمین
اگر یک نبرد باشد که نماد روح تسلیمناپذیر روسیه است، آن نبرد استالینگراد است. این نبرد ۵ ماه و نیمه که در ویرانههای شهر صنعتی استالینگراد (ولگوگراد امروزی) جریان داشت، خونینترین نبرد تاریخ بشریت بود. سربازان شوروی برای هر خیابان، هر ساختمان و هر اتاق میجنگیدند. جمله معروف "برای ما هیچ سرزمینی آن سوی ولگا وجود ندارد" تبدیل به شعار مدافعان شهر شد. در نهایت، ارتش ششم آلمان به فرماندهی فیلد مارشال پائولوس به طور کامل محاصره و منهدم شد. ۳۰۰ هزار سرباز آلمانی کشته یا اسیر شدند. استالینگراد نقطه چرخش جنگ جهانی دوم بود؛ جایی که ستون فقرات ورماخت شکست و مسیر تاریخ برای همیشه تغییر کرد.
محاصره لنینگراد (سپتامبر ۱۹۴۱ - ژانویه ۱۹۴۴): سمفونی بقا
شهر لنینگراد (سن پترزبورگ امروزی) به مدت ۸۷۲ روز در محاصره کامل نیروهای نازی قرار داشت. مردم این شهر با قحطی مطلق روبرو بودند. جیره نان روزانه به ۱۲۵ گرم (یک تکه کوچک) کاهش یافت که بخشی از آن خاک اره بود. صدها هزار نفر از گرسنگی و سرما جان باختند، اما شهر تسلیم نشد. در میانه این جهنم، دیمیتری شوستاکوویچ سمفونی هفتم خود (سمفونی لنینگراد) را ساخت که در خود شهر محاصره شده توسط ارکستری از نوازندگان گرسنه اجرا شد و از رادیو برای تمام جهان پخش گردید. بقای لنینگراد، اثباتی بر شکستناپذیری اراده انسان در برابر تاریکترین نیروها بود.
نبرد کورسک (ژوئیه-اوت ۱۹۴۳): بزرگترین نبرد تانکی تاریخ
در تابستان ۱۹۴۳، بزرگترین نبرد زرهی تاریخ در برآمدگی کورسک رخ داد. هزاران تانک از دو طرف در دشتهای آفتابزده اوکراین به هم پیوستند. نبرد پروخوروفکا در قلب این عملیات، به نماد شجاعت سربازان زرهی شوروی تبدیل شد. پیروزی قاطع ارتش سرخ در کورسک، آخرین توان تهاجمی استراتژیک آلمان را نابود کرد و راه را برای پیشروی بیامان به سمت غرب و قلب رایش سوم باز کرد.
نبرد برلین و تسلیم بیقید و شرط (آوریل-مه ۱۹۴۵)
در آوریل ۱۹۴۵، ارتش سرخ به دروازههای برلین رسید. پس از نبردی سنگین و خیابان به خیابان، سربازان شوروی رایشستاگ (ساختمان پارلمان آلمان) را تصرف کردند و پرچم سرپیروزی را بر فراز آن به اهتزاز درآوردند. در ۸ مه ۱۹۴۵، آلمان نازی تسلیم بیقید و شرط را امضا کرد. به دلیل تفاوت زمانی، هنگامی که در برلین ۸ مه بود، در مسکو بامداد ۹ مه بود. به این ترتیب، ۹ مه برای همیشه به عنوان روز پیروزی در تاریخ روسیه ثبت شد.
---
سنتها و آیینهای روز پیروزی: زنده نگه داشتن یاد
رژه نظامی در میدان سرخ: غرش قدرت و غرور
هر ساله در صبح ۹ مه، بزرگترین و باشکوهترین رژه نظامی روسیه در میدان سرخ مسکو برگزار میشود. هزاران سرباز، دانشجویان نظامی، و نیروهای ویژه با گامهای استوار از برابر جایگاه رهبران کشور رژه میروند. تانکها، موشکاندازهای پیشرفته، و سامانههای دفاع هوایی از روی سنگفرشهای میدان عبور میکنند و جنگندهها و بمبافکنهای استراتژیک آسمان مسکو را با غرش خود به لرزه درمیآورند. اما تأثیرگذارترین لحظه رژه، وقتی است که کهنهسربازان بازمانده که تعدادشان هر سال کمتر میشود، با uniform های پر از مدال و چشمانی پر از اشک وارد میدان میشوند. تمام ملت در این لحظه به احترام آنها از جای برمیخیزند.
هنگ جاویدان: راهپیمایی خاطرهها
یکی از تأثیرگذارترین و مردمیترین سنتهای ۹ مه، راهپیمایی "هنگ جاویدان" (Bessmertny Polk) است. میلیونها نفر در سراسر روسیه و کشورهای مشترکالمنافع به خیابانها میآیند و عکسهای بستگان خود را که در جنگ بزرگ میهنی جنگیده یا جان باختهاند، در دست میگیرند. این دریای بیپایان از چهرههای سیاه و سفید که در دستان فرزندان و نوههایشان حرکت میکند، تبدیل به رودی از خاطره، غرور و اندوه میشود. هنگ جاویدان یعنی: "هیچکس فراموش نمیشود، هیچ چیز فراموش نمیشود."
گلهای میخک قرمز و روبان سنت جورج
در روز ۹ مه، نمادینترین نشانهها، گلهای میخک قرمز و روبان سنت جورج هستند. روبان سیاه و نارنجی سنت جورج، که نماد شجاعت نظامی و آتش و باروت است، بر سینه میلیونها نفر نصب میشود. مردم این روبان را به کیفها، آنتن ماشینها و حتی کالسکه کودکان میبندند. گلهای میخک قرمز را به پای یادمانهای جنگ، شعلههای جاویدان و بر مزار سربازان گمنام میگذارند. خیابانهای مسکو و سایر شهرها در این روز به دریایی از رنگهای سرخ، سیاه و نارنجی تبدیل میشود.
یک دقیقه سکوت و آتشبازی پیروزی
در ساعت ۶:۵۵ بعدازظهر به وقت مسکو، سراسر کشور در یک دقیقه سکوت فرو میرود. صدای مترونوم از رادیو و تلویزیون پخش میشود و ۱۴۷ میلیون نفر در سکوتی محض، به یاد ۲۷ میلیون قربانی جنگ سر تعظیم فرود میآورند. سپس با فرارسیدن شب، آسمان شهرهای روسیه با باشکوهترین آتشبازیهای سال روشن میشود. انفجارهای رنگارنگ بر فراز کرملین، رود مسکو و پارکهای شهر، نمادی از شادی پیروزی و نوری بر تاریکی آن سالهای هولناک است.
---
چرا ۹ مه برای همیشه زنده خواهد ماند؟
روز پیروزی فقط یک رویداد تاریخی نیست که در کتابها خاک بخورد. ۹ مه، ستون فقرات هویت ملی روسیه مدرن است. این روز به مردم روسیه یادآوری میکند که نیاکانشان از چه جهنمی عبور کردند تا آنها امروز در صلح و آزادی زندگی کنند. این روز، درس اتحاد، فداکاری، شجاعت و عشق به میهن است. تا زمانی که یک نوه، عکس پدربزرگش را در راهپیمایی هنگ جاویدان در دست بگیرد، تا زمانی که یک شاخه گل میخک بر پای شعله جاویدان گذاشته شود، و تا زمانی که روبان سنت جورج بر سینهها بدرخشد، آتش خاطره ۹ مه خاموش نخواهد شد. این روز، پیروزی زندگی بر مرگ، نور بر تاریکی و انسانیت بر وحشیگری است. روز پیروزی مبارک، قهرمانان جاودان!